دین، قومیت و ایدئولوژی در عراق

Iraq
منبع: روؤنامه همشهري 06/02/1383
به تقل از: اخبار العرب
نويسنده: فالح عبىالجبار
مترجم: يوسف عزيزبنى طرف

پژوهش ذیل به بررسی مؤلفه های جامعه عراق می پردازد و درباره چگونگی تشخیص هر یک از این مؤلفه ها و چگونگی نگاهشان به دیگری، پرسش هایی را مطرح می سازد.

جامعه نوین (معدن) عراق با جماعت هایی مشخص می شود که ذات خود را بر مبنای دین و جماعت های دیگری براساس قومیت و جماعت هایی به شکل ایدئولوژیک مشخص می کنند. نیز جماعت هایی هستند که خود را با آمیخته ای از همه اینها مشخص می سازند و به عبارت دیگر در آنها ویژگی ناب دینی یا ویژگی ناب قومیتی یا ویژگی ناب ایدئولوژیک وجود ندارد بلکه آمیخته ای از همه اینهاست.
اغلب در مطبوعات گفته می شود که جامعه عراق از سه مؤلفه تشکیل می شود: کردها، شیعیان و سنیان. کردها، جماعتی قومی هستند اما تعبیر شیعه یا سنی یک تعین دینی- مذهبی است. طبعاً در عراق، شیعه، سنی و کرد و نیز قومیت های ترکمن و فارس و ادیان مسیحی و صابئی و ایزدی وجود دارند. معنی این که شخصی مسیحی و عراقی یا شیعه و عراقی یا سنی و عراقی یا کرد و عراقی باشد چیست؟ آیا ویژگی دینی یا قومی با ویژگی وابستگی به عراق تناقض ندارد؟ این پرسش، ما را به مسأله ای می کشاند که باید بررسی شود و آن مفهوم ملت یا دولت- ملت در دوران نوین است.
تعبیر متداول در علوم اجتماعی هماناملت -دولت Nation-State است که بر وجود دو عنصر ملت Nation و دولت State دلالت می کند؛ به این معنا که هر ملتی در دولتی سازمان یافته و دولت، تعبیر سیاسی ملت است.
تعریف ملت در علوم نوین نشان می دهد که ملت، جماعت انسانی مشخصی است که در منطقه جغرافیایی مشخصی سکونت دارد و از فرهنگ متجانس مشترکی برخوردار است. اما این فرهنگ متجانس چگونه مشخص می شود و معیارهای آن کدامند؟ گاهی فرهنگ با دین مشخص می شود؛ مثل این که بگوییم این جماعت، مسلمان و آن دیگری مسیحی است یا بانژاد، همچون سیاه در برابر سفید در آفریقای جنوبی یا با زبان همانند عرب در برابر ترک یا فارس در برابر عرب.
عراق، همانند بسیاری از کشورها دارای قومیت هایی با فرهنگ نامتجانس است. گرچه ۱۵ کشور از مجموع ۱۸۸ کشور جهان از ویژگی تجانس نسبی فرهنگی برخوردارند، اما این پانزده کشور ناب قومی نیز بر اثر مهاجرت و آمیختگی و اختلاط که از ویژگی های جهانی شدن است، به تدریج ناب بودن خود را از دست می دهند.
عراق در سال ۱۹۲۱ به عنوان یک دولت مدرن پدیدار شد و همانند بسیاری از کشورها، در جستجوی ملت خاص خویش بود یعنی عراق در واقع، فرآورده یک ملت نبود که برای تأسیس یک دولت (کشور) بکوشد و این برخلاف آن چیزی بود که در آلمان یا ایتالیای سده نوزدهم رخ داد.
منطقه ای که امروزه عراق را تشکیل می دهد در اصل همان سه ایالت عثمانی موصل، بغداد و بصره است. این سه ایالت در سیاق دوران کشاورزی Agrarian epoch زندگی می کردند. این بدان معناست که جماعت هایی که در این منطقه زندگی می کردند. بر مبنای سنتی و از قبایل و طوائف و بیوتات و شهرهای بسته تشکیل می شدند. حتی محله های شهرها نیز از یکدیگر جدا بودند و این انزوا و فروبستگی از ویژگی های دوران کشاورزی است.
روستا در دوران کشاورزی از بافت قبیله ای برخوردار بود و قبایل، دولت های کوچکی را تشکیل می دادند که دارای رهبری سیاسی، نیروی مسلح منطقه جغرافیایی و آداب و رسوم خود بودند و با دیگران در حال نزاع یا اتحاد.
در دوران کشاورزی، شهرها از یکدیگر جدا بودند و مثلاً بغداد هیچ پیوند ارگانیکی با موصل یا بصره نداشت و حتی از نظر لهجه نیز بغدادی نمی توانست لهجه موصلی را به آسانی و روانی بفهمد و اوزانی که توسط تاجران موصل به کار می رفت با اوزان به کار رفته توسط تاجران بصره یا بغداد فرق می کرد. افزون بر انزوا و گسستگی میان شهرها، خود شهرها نیز محصور در دیوارهایی بودند که آنها را از روستاها و کوچ نشین ها جدا می کرد. این نشانگر دشمنی و گسستگی میان جهان یکجانشینی و جهان کوچ نشینی است که در دوران صنعتی دیده نمی شود. در دوره کشاورزی دیوارها، شهرها را محاط کرده اند و حتی خود شهرها نیز به محله های جدا از هم تقسیم می شوند.
در این دوره، هر محله ای، دیوار و دروازه خاص خود را دارد. محله ها در شهرها بر بنیادهای متعددی سامان می یافت و برخی از آنها محل سکونت جماعت های دینی یا صنفی مشخصی بود. طبقات اجتماعی کهن نظیر تاجران یا رهبران طریقت صوفیه، روحانیان، اتحادیه های اشراف یا پیشه وران و ملل نصاری و یهود، سندیکاهای دوران قدیم را تشکیل می دادند. اینها به طور مستقیم با حکومت یا مرکز حاکمیت تعامل داشتند و مثلاً حاکمیت، کسانی را به علت دور زدن رهبران محلی، مجازات نمی کردند. در نخستین سال های پیدایش دولت جدید در عراق، بریتانیا ارتشی با قدرت آتش فراوان در اختیار آن دولت قرار داد که توازن میان شهر و روستا و قبایل را به سود شهرها تغییر داد. شهرها، دیوارها را برچیدند و همراه با تثبیت امنیت، فعالیت اقتصادی به تدریج، بازار یگانه ای را به وجود آورد. در این بازار، تولید کنندگان سایر شهرها به هم پیوند یافتند و مصرف کننده شهری به تولید کننده روستایی و مصرف کننده روستایی به تولیدکننده شهری پیوست.
جاده های جدید شوسه و راه آهن و خطوط تلگراف گسترش یافت تا این پیوند را آسان سازد و دوام بخشد. تاجر موصل با تاجر بصره و تاجر بغداد به داد و ستد پرداخت.
با پیدایش محله های مسکونی برای لایه های نوینی همچون پزشکان، مهندسان، افسران و کارمندان، درون شهرها نیز رو به تغییر نهاد. در اینجا وابستگی نژادی یا دینی نقشی نداشت. از این پس، محله ها براساس حرفه ها و پیشه های جدید و نه بر مبنای وابستگی سنتی قدیم، شکل گرفت. همه محله های کهن دارای شکل و شمایل دینی، مذهبی یا قبیله ای به تدریج رو به زوال نهاد و این نشانگر پیدایش زندگی مدنی نوینی بود که هویت فرد در آن نه براساس وابستگی به خرده گروه های اشراف، قبایل و بیوتات بلکه بر مبنای جماعت بزرگتر یعنی جماعت قومی عراق مشخص می شد. در این گروه بزرگ که کشور ملی عراق نام گرفت، عرصه نوینی از کنش و واکنش میان مؤلفه های مختلف پدیدار شد که به شکل پارلمان و وزارت و دستگاه بوروکراتیک دولتی و ارتش نظامی نمایان گردید. انواع مؤلفه های اجتماعی کهن در این ساختار نوین جای گرفتند که از یک سو هویت کهن و از سوی دیگر هویت میهنی و ملی نوین عراقی را به دوش می کشند.
توجه داشته باشیم که شیعیان و سنیان و کردان و دیگران نه در دوران کشاورزی و نه در دوران گذار در یک بلوک یگانه و منسجمی سازمان نیافته بودند، بلکه کردها، عرب ها، شیعیان و سنیان در روستاها به قبایلی تقسیم می شدند که به رغم آگاهی به ویژگی های دینی یا قومی شان، هویت قبیله ای و محلی داشتند. وحدت قبیله ای در آن هنگام و همچنان در برخی از روستاهای عراق مهمتر از وحدت مذهبی است و مثال من در این زمینه دو قبیله «شمر» و «جبور» از بزرگترین قبایل عراق است که عشایر سنی و شیعه را در برمی گیرند.
دولت جدید یا مدرن بر اثر مهاجرت عشایر به شهرهای بزرگ یا در نتیجه تمایز اجتماعی، در جهت تجزیه هویت های قبیله ای عمل کرده است. تمایز اجتماعی نیز پیامد مالکیت شیوخ بر زمین ها و تبدیل فرزندان قبایل تهیدست به کشاورزان بی زمین است.
دولت جدید عراق مؤلفه های کهن بدوی، روستایی و شهری بسته را به مؤلفه های شهری به روستایی تبدیل کرد.
به عنوان مثال می بینیم که مؤلفه های بزرگ اجتماعی بدوی، روستایی و شهری تکامل و تحول یافت و این تحول شامل همه گروه های قومی عرب، کرد، ترکمن و همه گروه های دینی مسلمان، مسیحی، صابئی، ایزدی و همه مذاهب سنی و شیعی گردید. خلاصه آن که روند گذار از بدویت به کشاورزی و از کشاورزی به تمدن شهری به معنای فروپاشی اشکال سازمانی، ارزش ها و اندیشه های کهن و پیدایش طبقات اجتماعی نوین مرتبط با مصالح اقتصادی و فرهنگی نوین در محیط کلان شهرهاست. این امر بار دیگر روابط کهن را تغییر داد. دیگر از بلوک های محض شیعه و کرد و سنی و از بلوک های متجانس دارای اندیشه ها و مصالح یگانه خبری نبود. این یک پندار خیالی کاملاً اشتباه است که تصور آن هم در دوران کهن کشاورزی اشتباه بود و هم در دوران نوین اشتباه است.
در جامعه عراق به هر مجموعه می توان از دو زاویه یا با دو شیوه نگاه کرد. شیوه نخست، نگاه به جامعه عراق به عنوان جامعه ای متشکل از طبقات نوین که براساس مالکیت و ثروت مشخص می شوند. همانند طبقه کلان سرمایه داران و طبقه متوسط مدرن که برآمیخته ای از ثروت و آموزش نوین متکی هستند و نیز طبقه کارگر که در کارگاه ها و کارخانه ها به کار یدی و ماشینی اشتغال دارد. اینها در شهرها هستند. اما در روستاها، طبقات بزرگ مالکان، خرده مالکان و کشاورزان مزدور یا کارگران کشاورزی تهیدست هستند. در شیوه دوم می توان به جامعه به عنوان بستری از مولفه های سنتی یعنی قبایل کهن، بیوتات اشراف و سادات، طبقات علما و اتحادیه های بازرگان و دیگر مؤلفه ها نگاه کرد.

Latest News

پول خاص عربستان در دوره شیخ خزعل۱


سكه عربستان وجنايت در محمره عربستان


اسماعیل خویی در گذشت


شهرهای اسراییل؛ درگیری وآتش


شكست پروژه تك ملت سازى در ايران و اسرائيل


Facebook

Twitter

Flickr