سازندگان سیاست خارجی آمریکا

us flag

«عاطف الغمری»، نویسنده این مقاله از تحلیلگران بنام جهان عرب است که در مطبوعات عربی قلم می زند. این

مقاله از روزنامه «الاتحاد» چاپ امارات متحده عربی ترجمه شده است.

ترجمه یوسف عزیزی بنی طرف

12/05/83 منبع: روزنامه همشهری

پرسشی هست که صاحب پرسش، به پاسخ آن آگاه است، اما انگیزه طرح این پرسش، تصویر احساسی است که می گوید آن چه باید انجام شود، گرچه ممکن به نظر می آید، اما می تواند به عنوان محال نیز تصویر شود. نگارنده چندی پیش در کنفرانسی شرکت داشتم که «تصمیم سازان سیاست خارجی آمریکا» نام داشت. در این کنفرانس گفته شد که چرا طرح خاورمیانه بزرگ، امری بی سابقه نبوده، بلکه طی سال های گذشته به شکلی آشکار و پراکنده و به طور تدریجی در میزگردها و مقاله های منتشر شده در ایالات متحده آمریکا مطرح گشته و طی سه سال اخیر، بیشتر هم شده است. اما پرسش این است که اگر همه اینها مشخص بود، چرا ما متوجه نشدیم؟ این یک مسأله؛ اما این که چرا ما در تمامی جهان عرب به هدف این طرح پی نبردیم، یک مسأله دیگر است. در اینجا به طور خلاصه به آن چه که در آمریکا گفته شده یا به چاپ رسیده، اشاره می کنم.

۱) در ۱۹ اکتبر ۲۰۰۳ و به هنگام برگزاری کنفرانس «پیمان ناتو و خاورمیانه» در بروکسل، ویلیام برنز، نماینده آمریکا در مقر پیمان، گفت: دولت پرزیدنت بوش معتقد است که پیمان ناتو باید هم اکنون کوشش های خود را برای طرح مسئله خاورمیانه بزرگ متمرکز سازد. وی اشاره کرد که خاورمیانه، نخستین نقطه تمرکز ایالات متحد ه آمریکا برای ده ها سال آینده خواهد بود.

۲- در سال ۲۰۰۳ گروهی از کارشناسان مؤسسه «آمریکن اینتر پرایز» در واشنگتن به تدارک جزییات طرح تغییر در خاورمیانه پرداختند که در صورت تحقق همه پیش بینی ها، اجرای آن لااقل ده سال طول خواهد کشید. این طرح اجرای اقدامات و اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گسترده ای را در بر خواهد گرفت که از عراق آغاز خواهد شد. کارشناسان این مؤسسه شامل مجموعه ای از اندیشمندان جنبش «نومحافظه کاران» به رهبری مایکل لیدن است. مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» دژ «نومحافظه کاران» و مقر اندیشه پردازی و نظریه سازی برنامه های سیاسی آنان است. این مؤسسه پس از حوادث یازده سپتامبر، همواره مکان دلخواه جورج بوش برای سخنرانی و اعلام اندیشه های سیاسی آینده اش به شمار رفته است.

۳) در سال ۲۰۰۱ مؤسسه «هریتیج» که یکی از راست ترین مراکز اندیشه سیاسی است و پیوند استواری با گروه «نومحافظه کاران» دارد، گزارشی درباره بازسازی ساختار خاورمیانه ارائه داد.
هدف این گزارش که در مجله مؤسسه هریتیج به چاپ رسید، تبدیل خاورمیانه به مکانی امن تر برای آمریکاست.

۴) ماه قبل از آغاز جنگ علیه عراق در سال ۲۰۰۳، گزارشی از سوی مؤسسه «آمریکن اینتر پرایز» منتشر شد که می گفت خاورمیانه، عرصه طرح پروژه استراتژی جدید آمریکا براساس استراتژی امنیت ملی خواهد بود که در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۲ توسط کاخ سفید اعلام شد.
این طرح احیاناً به نام «اصل بوش» نیز نامیده می شد.

۵- قبل از رسیدن به حاکمیت بزرگترین مشغله مجموعه ای که اکنون سمت گیری های سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا را تعیین می کنند، خاورمیانه و تغییر آن، همساز با مصالح «اسرائیل» بود. گروهی از اینان در اواخر سال ۲۰۰۰ و در حالی که بوش آماده ورود به کاخ سفید بود، گزارشی به وی ارائه دادند با عنوان: درنوردیدن توفان: ایالات متحده آمریکا و خاورمیانه در قرن جدید.
۶- کریستفن، نویسنده و تحلیلگر پیشین سازمان جاسوسی آمریکا طی پژوهشی که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد، گفت: مقاله های منتشر شده «نومحافظه کاران» و دیدگاه های اعلام شده آنها در سال های گذشته ترسیم دوباره نقشه خاورمیانه را در بر می گیرد که طی آن اسرائیل در کانون نقشه جدید خواهد بود. این نقشه شامل نوسازی جهان عرب و اسلام و گسترش دموکراسی و تغییر و تحولی خواهد بود که جنگ عراق، آغاز آن است.

۷- سند اوراق استراتژیک که در سال ۱۹۹۶ توسط سه تن از ارکان دولت آمریکا نوشته و به بنیامین نتانیاهو ارائه شد تا پس از پیروزی اش در انتخابات، اساس سیاست حکومتش باشد، آشکارا خواهان جدایی از فراگرد صلح و رهایی از اصل زمین در برابر صلح است تا صلح در برابر صلح جایگزین آن شود و«حقوق منطقه ای اسرائیل!» به طور غیر مشروط پذیرفته شود. این سند می گوید آینده عراق بر موازنه استراتژیک خاورمیانه تأثیر خواهد گذاشت و منجر به برتری «اسرائیل» در منطقه خواهد شد. این سه تن، داگلاس فایث، معاون وزیر دفاع، ریچارد پرل، رئیس پیشین شورای سیاسی رایزنان وزارت دفاع و دیوید وورمسر عضو دفتر امنیت ملی (تابع دیک چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا) بودند.

۸- نوشته های ریچارد کراوتهامر، یکی از برجسته ترین داعیان و نظریه پردازان اندیشه «نومحافظه کاران» که هم اکنون با تصمیم سازان سیاست خارجی آمریکا در ارتباط است؛ وی در نوشته هایش می گوید: هدف از جنگ عراق، ورود به کل جهان عرب و اسلام، برای انجام تغییر فراگیر است.

۹- نوشته های شماری از سردمداران جنبش «نومحافظه کاران» که منصب های حساسی را در دولت بوش اشغال کرده اند؛ اینان تفاوتی میان مصالح ملی ایالات متحده آمریکا و «اسرائیل» در خاورمیانه نمی بینند.
یکی از اینها دیوید وورمسر است که یک کارپایه سیاسی منتشر کرده است. این کارپایه برای مؤسسه یهودی امنیت ملی که یک مؤسسه آمریکایی است، نوشته شده است. وی در این کارپایه پیوند مستقیمی میان مصالح ملی آمریکا و «اسرائیل» در خاورمیانه ایجاد کرده است.
گفتنی است: «اسرائیل» نیز تدوین استراتژی همساز با سمت گیری های استراتژیک آمریکا را به پایان رسانده است. دانشگاه آمریکایی ایندیانا در سال ۱۹۹۸ طی پژوهشی، مواد این استراتژی «اسرائیلی» را ذکر کرده است؛ که از آن میان: دستیابی به مرکز نفوذی که به این حکومت اجازه دهد در مناطق جهان- و نه تنها در محدوده خاورمیانه- استراتژی های خود را شکل دهد.

* تحرک موازی با سمت گیری آمریکا در کشورهای اسلامی آسیای میانه به منظور ایجاد جای پای نیرومند «اسرائیل» در این کشورها و برپایی موانعی در برابر نفوذ عربی و اسلامی در آنها.
«اسرائیل» در اوت ۱۹۹۲ تحرک به سوی این کشورهای سرشار از نفت و گاز طبیعی را آغاز کرد. این امر با تغییر نگاه در کشورهای تحت پوشش خاورمیانه توسط دولت آمریکا و نامگذاری این گسترش به «خاورمیانه بزرگ» همزمان گردید. بدین سان «اسرائیل» خیلی زود به حرکت افتاد تا وجود و نفوذ خود را در این مناطق- که بخشی از خاورمیانه بزرگ خواهند بود- تثبیت کند.
از آنجا که از اولویت های استراتژی «اسرائیل» از هنگام برپایی تاکنون، تضعیف کشورهای عربی و تقسیم و تجزیه و فرسایش توان آنها و فرو بردنشان در مشکلات منطقه ای نظیر هرج و مرج و بی ثباتی استوار شده است، جنگ عراق و هرج و مرج ناشی از آن، نتیجه مستقیم تطبیق اصل تخریب و نه تغییر نظام است و این، برخلاف آن چیزی است که ایالات متحده آمریکا به عنوان یکی از هدف های جنگ اعلام کرده بود و البته با درک «اسرائیلی ها» از امور همساز است. آنان، عراق را مرکزی می دانند که می تواند کانون هرج و مرج منطقه ای باشد که این امر به نوبه خود تأییدکننده طرحی قدیمی است که آنان و «نومحافظه کاران» برای ترسیم دوباره نقشه منطقه درباره آن به هماهنگی رسیده اند. این کار با ایجاد نظام منطقه ای جدیدی همراه خواهد بود که تأثیر اتحادیه عرب در آن تضعیف خواهد شد تا «اسرائیل» از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی شکل محوری پیدا کند.
در اینجا به طرح «قرن جدید آمریکایی» اعلام شده در سال ۱۹۹۸ نیز اشاره می کنم که یک نقشه فراگیر و یک برنامه سیاسی برای جنبش «نومحافظه کاران» برای چیرگی بر جهان- و از آن میان خاورمیانه- و برپایی امپراتوری است. این متن بر «حفظ پایگاه های نظامی و تضعیف هر قدرت منطقه ای» تأکید می کند.
اگر نقشه های عمده طرح خاورمیانه جدید از سال ها قبل و به شکل پراکنده و تدریجی، اما با ثبات و مدون در افق پدیدار گردید، پس از دستیابی «نومحافظه کاران» به رهبری سیاست خارجی و نظامی آمریکا و با جنگ عراق و پس از آن، ادامه یافت.

Latest News

پول خاص عربستان در دوره شیخ خزعل۱


سكه عربستان وجنايت در محمره عربستان


اسماعیل خویی در گذشت


شهرهای اسراییل؛ درگیری وآتش


شكست پروژه تك ملت سازى در ايران و اسرائيل


Facebook

Twitter

Flickr