موضع اقلیت ها و ملیت ها در انتخابات ایران

96

يوسف عزيزی بنی طُرُف

ایران در روز 29 اردیبهشت 96 شاهد برگزاری دو انتخابات، یکی انتخابات ریاست جمهوری و دیگری انتخابات شوراها خواهد بود. تبلیغات ریاست جمهوری ، عملا، از روز 8 اردیبهشت آغاز شد.

طبق آمارهای رسمی سال 1395، ایران هشتاد ملیون جمعیت دارد که 39 ملیون نفر آنان، زن و 9 ملیون نفر، سنی هستند، اما قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این 48 ملیون نفر را از نامزدی برای منصب ریاست جمهوری ممنوع کرده است. نیز ملیت های غیر فارس، حدود شصت درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند که در معرض تبعیض نظام مند قرار دارند. آنان یا به سبب داشتن ملیت غیرفارس یا دین و مذهب غیر رسمی، از حقوق کامل شهروندی برخوردار نیستند. اینان گرچه شیعه مذهب هستند اما شورای نگهبان قانون اساسی، معمولا، صلاحیت شان را برای نامزدی پست ریاست جمهوری رد می کند واساسا دایره نامزدها را آن قدر تنگ می کند که تنها معتقدان به نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه را در بر گیرد. در واقع رقابت های عرصه انتخابات ریاست جمهوری در این دایره تنگ صورت می گیرد که نامزدها پس از عبور از فیلترهای مختلف به آنجا راه می یابند.

تا پیش از سال 1376 که دوره هفتم انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و طی آن محمد خاتمی اصلاح طلب بر علی اکبر ناطق نوری محافظه کار پیروز شد، انتخابات به شکل کلیشه ای و خالی از هر گونه رقابت هیجان انگیز برگزار می شد، اما از آن سال به بعد، نظام جمهوری اسلامی ایران مجبور شد فضا را برای هماوردی میان دو جناح شریک در قدرت یعنی محافظه کاران و اصلاح طلبان باز کند. این امر به دلایل سیاسی و اجتماعی و برای جلوگیری از وقوع انفجار سیاسی انجام شد. کشمکش آشکار میان دو جناح رقیب، فرصتی را – ولو کوتاه – برای فعالان و نیروهای سیاسی مختلف، از جمله فعالان ملیت ها، فراهم می سازد تا خواسته های اجتماعی و فرهنگی خودرا مطرح کنند.

ملیت ها در صلب تبلیغات انتخاباتی

در حالی که گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران به مدت دو دهه، مساله ملیت ها را لاپوشانی کرده بود، از انتخابات دوره هفتم به بعد، مساله ملیت های غیر فارس در صلب تبلیغات انتخاباتی نامزدهای دو جناح قرار گرفت؛ به گونه ای که نامزدها می کوشند با نزدیک شدن به این ملیت ها، آنها را به خود جذب کنند. خلق های غیر فارس از همان هنگام سرنگونی شاه در سال 1357 خواستار حقوق ملی خود شدند اما عرب ها، کردها، ترکمن ها، بلوچ ها و ترک ها به جای دریافت حقوق خویش با سرکوب نظام مند رژیم رو به رو شدند.

اما راستی چرا پس از سرکوب های سال های آغازین انقلاب، گواه چنین گرایشی هستیم؟

برای پاسخ به این پرسش باید نگاهی به وضع این ملیت ها در بیست سال گذشته بیندازیم. در واقع ستم ملی و تبعیض نژادی اعمال شده بر این خلق ها به واکنش های ویژه هریک از آنها انجامیده است. نیز انقلاب انفورماتیک به گسترش آگاهی ملی و پیشبرد شیوه مبارزاتی آنان کمک کرده است.

در اقلیم بلوچستان، با اکثریت بلوچ سنی مذهب، و در اقلیم کردستان، با اکثریت کرد سنی مذهب، مبارزه همواره با خشونت همراه بوده است، اما اقلیم آزربایجان شاهد مبارزات مدنی مسالمت آمیز بوده و اقلیم عربستان (خوزستان) در میان اینها قرار داشته است؛ یعنی مبارزه مسالمت آمیز همراه با خشونت که لوله های نفت و دیگر نهادهای دولتی را هدف قرار داده است. اقلیم آزربایجان که اکثریت ترک آذری را در بر می گیرد از استان های زنجان، اردبیل، آزربایجان شرقی و آزربایجان غربی تشکیل می شود. ترک ها پس از فارس ها دومین ملیت بزرگ ایران به شمار می روند و یک سوم جمعیت ایران را تشکیل می دهند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال 1372 مردم کرد به سود احمد توکلی وعلیه هاشمی رفسنجانی – مرد نیرومند آن هنگام – رای دادند. نیز در انتخابات سال 1384 اکثریت مردم ترک اقلیم آزربایجان به سود محسن مهر علیزاده رای دادند که ترک آذری است. اینها هشداری بود برای نظام جمهوری اسلامی ایران و نشانه ای آشکار از گسترش احساسات ملی در میان خلق های غیر فارس. درواقع نامزدهای اصلاح طلب و اصول گرای فارس زبان یعنی هاشمی رفسنجانی، مصطفی معین، مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد ( برنده انتخابات 84) از مهر علی زاده – نامزد ترک -  رای کمتری آوردند.

در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 حسن روحانی بدون پشتیبانی ملیت های غیر فارس نمی توانست پیروز شود. او طبق بیانیه شماره 3 خود به آنها وعده داد تا اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را به اجرا در آورد، به زبان های غیر فارسی در مدارس و دانشگاه ها آموزش داده شود، فرهنگستان زبان ترکی و کردی در آزربایجان و کردستان ایجاد گردد، تبعیض های ملی و مذهبی برطرف شود، پست های اساسی به غیر فارس ها و اهل سنت تعلق گیرد، و دیدگاه امنیتی به ملیت های غیر فارس تغییر یابد. روحانی اغلب وعده های خود را اجرا نکرد و آنها را در حد تدریس یک واحد زبان کردی در دانشگاه سنندج و یک واحد تدریس زبان ترکی أذری در دانشگاه تبریز تنزل داد. او علی یونسی وزیر پیشین اطلاعات در دوره خاتمی را به عنوان دستیار خود در امور ملیت ها و اقلیت های مذهبی تعیین کرد. یونسی به زودی چهره امنیتی و ملی گرای پارسی خودرا نشان داد و بر اندیشه های شووینیستی و توسعه طلبانه خود تاکید کرد.

 ملیت ها و انتخابات 96

نامزدهای دو جناح محافظه کار و اصلاح طلب همواره کوشیده اند با شیوه های مختلف رای ملیت ها را از آن خود سازند. در شیوه های ظاهرسازانه، احمدی نژاد در انتخابات سال 88 لباس عربی را در اقلیم عربستان (اهواز) و جامه کردی را در اقلیم کردستان به تن کرد، ودر شیوه های برنامه های انتخاباتی، حسن روحانی در انتخابات سال 92 بیانیه شماره 3 خودرا در ده ماده منتشر کرد که ویژه ملیت ها و اقلیت ها بود.

محافظه کاران هیچ برنامه ای برای حل معضل ملیت ها در ایران ندارند، بلکه تاکید آنان بر مسایل عمومی نظیر حل مسایل فقر و بیکاری در کشور و توزیع بخشی از در آمد نفت میان مردم است که شعارهای پوپولیستی به شمار می رود. این امر به نامزد جناح های اصلاح طلب و معتدل مجال می دهد تا با کارت ملیت ها بازی کنند. اما جناح محافظه کار هیچ گونه برنامه سیاسی برای حل مساله ملیت ها در ایران ندارد، بلکه اغلب بر مسایل عمومی تاکید و شعارهایی در باره حل مساله فقر و بیکاری  و توزیع درآمد نفت میان مردم کشور مطرح می کند، که البته اینها هم شعارهای پوپولیستی است. این امر باعث می شود تا حسن روحانی نامزد جناح های معتدل واصلاح طلب با کارت ملیت ها بازی کند. اما عدم اجرای اغلب برنامه های اعلام شده روحانی در مورد ملیت ها در سال 2013، باعث نومیدی برخی از حزب ها و شخصیت های سیاسی وابسته به ملیت های غیر فارس شد. افزایش اعدام فعالان کرد و عرب در دوران ریاست جمهوری روحانی را نیز باید به اینها اضافه کنیم. گرچه روحانی مدعی است که اعدام ها توسط قوه قضائیه صورت می گیرد که ریاست اش به عهده صادق لاریجانی، خصم تندور اوست که توسط علی خامنه ای تعیین می شود. نخستین واکنش ملیت های غیرفارس را روز یکشنبه گذشته، هنگام سخنرانی حسن روحانی در شهر اورمیه در اقلیم آزربایجان دیدیم که بخشی از مردم شعارهایی علیه او دادند و روحانی را به دروغگویی و فریبکاری متهم کردند.

شش حزب کرد ایرانی مقیم خارج طی بیانیه مشترک، مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها را تحریم کردند. نیز گروه های سیاسی عرب و بلوچ در خارج، این انتخابات را تحریم کرده اند، در حالی که اغلب نخبگان و شخصیت های سیاسی ترک خواستار مشارکت مشروط در این انتخابات هستند. اما آن چه بر روی زمین واقعیت در داخل ایران رخ می دهد با اینها تفاوت دارد. در بلوچستان ما شاهد عملیات مسلحانه ای هستیم که در آخرینشان در روز 26 آوریل گذشته ده نظامی ایرانی کشته شدند، اما در اقلیم های کردستان و عربستان و آزربایجان شاهد فعالیت های نیروهای هویت طلب برای دست یابی به کرسی های شوراهای شهر هستیم. هماوردی و مشارکت در انتخابات شوراها در برخی از شهرهای مختلط، حادتر خواهد بود. به عنوان مثال، ما گواه رقابت شدیدی میان اکثریت عرب و اقلیت غیرعرب – حمایت شده توسط مقام های پایتخت – در اهواز و نیز شاهد چنین رقابتی در شهر اورمیه میان اکثریت ترک و اقلیت کرد خواهیم بود. این به معنای مشارکت گسترده مردم در انتخابات شوراهای شهر است که میان پنجاه تا هفتاد و پنج درصد در نوسان خواهد بود. در باره انتخابات ریاست جمهوری باید گفت به رغم تحریم حزب های پیش گفته، آن چه مساله مشارکت یا تحریم را در انتخابات ریاست جمهوری تعیین خواهد کرد، دو ملت فارس و ترک اند. طبقات متوسط این دو ملت و لایه هایی از دیگر ملل در ایران، به سبب هراس از صعود نامزد تندوری چون ابراهیم رئیسی و محمد باقر قالیباف، در انتخابات شرکت خواهند کرد و به سود روحانی رای خواهند داد. اینها خودرا در محاصره میان دو گزینه  بد (روحانی) و بدتر (رئیسی یا قالیباف) می بینند و روحانی را انتخاب می کنند زیرا گزینه مناسب دیگری را نمی یابند. اما اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بیت رهبری بخواهند همچون سال 2009 بساط تقلب راه بیاندازند و در صندوق های رای گیری دست ببرند، بازی به سود ابراهیم رئیسی رقم خواهد خورد، زیرا او از حمایت مستقیم سپاه پاسداران و نهادهای مذهبی قم و تهران و حمایت غیر مستقیم علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران برخوردار است.

هم اکنون جامعه ایران در زمینه شیوه فراروی از رژیم ولایت فقیه و گذار به یک نظام دموکراتیک، پلورال و نامتمرکز، به دو بخش تقسیم شده است. بخشی از ایرانیان ترجیح می دهند تا این گذار به واسطه انتخابات و رای دادن به اصلاح طلبان و معتدل ها و شکست تندروها انجام گیرد و براین باوراند که این امر به تقویت جبهه نیروهای اصلاح طلب و تحول خواه خواهد انجامید؛ آن هم نه فقط در عرصه دولت، بلکه در عرصه حاکمیت نیز. آنان معتقداند، این روش به تغییر تعادل نیروها در راس هرم حکومت خواهد انجامید و تندروها را عقب خواهد نشاند و جایگاه شان را در حاکمیت تضعیف خواهد کرد والبته می گویند این روند نیاز به زمان طولانی دارد.

اما بخش دیگری از ایرانیان که خواهان تحریم انتخابات هستند از گروه های مختلفی تشکیل می شوند. برخی وقوع یک انقلاب جدید را ضروری می دانند و در این راه، استفاده از همه ابزارها، از جمله عملیات مسلحانه را مجاز می شمارند. برخی دیگر – افزون بر آن چه گفته شد – به حمایت خارج چشم دارند تا چنین تحولی رخ دهد. این گرایش در میان گروه هایی دیده می شود که از همدیگر تنفر دارند. نظیر حزب های ششگانه کرد، گروه های استقلال طلب ملیت ها و سازمان مجاهدین خلق و طرفداران پادشاهی در ایران. در واقع انتخابات پیاپی گذشته و مشارکت وسیع مردم در آنها، روش دوم را ناکام نهاده یا بهتر بگویم آن را به تاخیر انداخته است. این مشارکت هیچ گاه از پنجاه درصد پایین تر نیامده است.

حسن روحانی طی چند روز گذشته، افزون بر نزدیک شدن به ملیت ها وطرح مساله حساس آنان، به نامزد تندروها یعنی رئیسی و قالیباف حمله کرده و آنان را به مشارکت در قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 متهم کرده است. در آن کشتار بیش از پنج هزار زندانی سیاسی در زندان های ایران اعدام شدند.

روحانی، بند بازی روی طناب ملیت ها، نقد گذشته ابراهیم رئیسی و دیگر مسایل حساس چون موشک های بالستیک سپاه پاسداران را آغاز کرده است و ظاهرا قصد دارد هر چه بیشتر به این امور بپردازد و از خطوط قرمز رد شود. او همان سیاستمرد امنیتی پیشین است که زوایا و خبایای نظام را می داند و در این راه از وضعیت بین المللی و منطقه ای ضد هسته سخت رژیم بهره می گیرد. اما پرسش این است: دامنه تحمل نظام در برابر حملات روحانی تا چه حد است؟ آیا دشمنان سیاسی اش او را از گردونه حاکمیت حذف خواهند کرد و همچون میرحسین موسوی ومهدی کروبی در حصر خانگی قرار خواهند داد تا از هزینه های بیشتر جلوگیری کنند؟ یا این که تندروها قصد دارند بازی را با همه تبعاتش تا روز 29 اردیبهشت ادامه دهند؟

11/05/2017

جدیدترین مطالب

تبریز با رژیم است یا برنامه ای دیگر دارد؟


موضع اقلیت ها و ملیت ها در انتخابات ایران


آسیب شناسی فرآیند دولت ملت در ایران


ابلیس


پیامدهای تروراحمد مولی در گفتگوی شبکه رسانه ای “بیان” با یوسف عزیزی بنی طرف


فیس بوک

توئیتر

گالری عکس